عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
716
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
رحمت و علم وى بهر چيز رسيده ، ذرهء از موجودات از علم و رحمت وى خالى نه ، عموم رحمت را گفت رَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ كمال علم را گفت قَدْ أَحاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ عِلْماً الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ - اين نفقت درين هر دو آية صدقه است از بهر خدا ، و پيش از زكات مفروضة فرو آمد . كلبى گفت - اين آيت خاصّه در شأن عثمان بن عفان و عبد الرحمن بن عوف آمد ، اما عبد الرحمن چهار هزار درم آورد برسول خدا و گفت - يا رسول اللَّه ، هشت هزار درم بنزديك من بود ، يك نيمه خود را و عيال را بگذاشتم ، و يك نيمه آوردم و به صدقه مىدهم . رسول خدا گفت « بارك اللَّه لك فيما امسكت و فيما اعطيت » و اما عثمان بن عفان هزار تا اشتر همه با ساز و جهاز به مسلمانان داد در غزاة تبوك . و چاه رومة ملك وى بود وقف كرد بر مسلمانان ، عبد الرحمن بن سمرة گفت - عثمان عفان در جيش العسرة هزار دينار آورد نزديك رسول خدا بنهاد ، گفت رسول را ديدم كه دست در ميان آن بر مىآورد و ميگفت - ما ضرّ ابن عفان ما عمل بعد اليوم ! چه زيان دارد پسر عفان را هر چه كند پس امروز . بو سعيد خدرى گفت - رسول را ديدم كه دست برداشته بود و عثمان را دعا ميكرد و ميگفت « يا رب عثمان بن عفان رضيت عنه فارض عنه » تا درين دعا بود جبرئيل آمد و آيت آورد : الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ثُمَّ لا يُتْبِعُونَ ما أَنْفَقُوا مَنًّا وَ لا أَذىً - الآية . . . ميگويد - ايشان كه نفقت كنند از بهر خدا ، آن گه در آن نفقت منت بر كس ننهند و رنجى نرسانند ، كه در نعمت منت بر نهادن نه سزاى مخلوقست ، بل كه منت بر نهادن اللَّه را سزاست ، كه خداوند جهانيان است و دارنده وى را ايشانست ، و غرق كنندهء هر يكى در درياى احسانست ، پس سپاس و منت همه ويراست كه خداى همگانست . قَوْلٌ مَعْرُوفٌ - سخن خوش و وعدهء نيكو و ردّ بتعريض باندام وَ مَغْفِرَةٌ و در گذاشت درشتى سخن سائل در حال رد ، و خشم ناگرفتن بر الحاح وى ، اين همه به است از صدقه دادن و با آن صدقه منت و رنج دل بر نهادن ، و سائل را در سؤال تعيير كردن . كلبى گفت « قول معروف » يا كلام حسن يدعو اللَّه عز و جل الرجل لاخيه